سيد محمد باقر برقعى

44

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مات و غمگين و كدر گل خورشيد در افلاك نشست نغمهء مرغ چمن از غم هجرت گل همه شد درد و غم و ناكامى همه از شكوهء بد ايّامى باد در پردهء برگ كوك مىكرد دمادم گويى ساز كوچِ همهء گل‌ها را بر سر شاخهء خشك اثرى مانده به‌جا گويى از اشك به خون‌رگ يكى بلبل بود باد سمفونى غم ساز نمود سردى بهمن و دى فتنهء خويشتن آغاز نمود نه گلى ماند به باغ نه صفايى به دمن سرو با خاطرهء گلشن و گلزار خميد نه پرستويى ماند نه شكوهى به چمن باغبان ماند درين باغ و غم ياس سپيد